مصطفى بن محمد هادى خوئى

76

شرح دعاى صباح ( فارسى )

هم توان خواند ، زيرا كه سرح مانند منع ، لازم و متعدى هر دو آمده و در بعضى از نسخه‌ها به جاى بغياهب ، فى غياهب وارد است ، و آن هم عند التأمل صحيح است . ذكر رخ و زلف تو دلم را * وردى است كه صبح و شام دارد و باء جارّه در « بغياهب تلجلجه » يا باء به معناى تلبس و مع است و يا به معناى سبب است ، يعنى : تسريح و ارسال به جهت و به سبب ازالهء غياهب تلجلج باشد . پس بنابراين ، قطع به معناى ظلمت آخر شب باشد ، يا به معناى سواد شديد از شب باشد ، يا پاره‌اى از شب باشد ، يا به معناى اوّل شب باشد تا ثلث شب . پس معنى چنين است كه : سر داد و فرستاد تاريكى آخر شب تاريك كننده را يا تاريكيهاى بسيار شديد آشفته و پريشان گويى آن شب ، أى أرسله و سرّحه متلبّسا بغياهب تلجلجه ، يا آنكه رها كرد به قدرت كامله ظلمت شب را در حين تاريكيهاى تلجلج شب بنابر اينكه نسخه في غياهب باشد ، اى ارسل قطع الليل مستقرّا في غياهب تلجلجه و لو شاء لجعله سرمدا إلى يوم القيامة ، يا اينكه : رها كرد ظلمات مستمرّه تا ثلث شب را با غياهب تلجلج آن ، يا در وقت غياهب تلجلج آن ، و كذلك المعنى اذا قرء قطع كعنب فانّه ايضا صحيح ، پس رها شده و سر داده و فرستاده شده ، يا سواد ليل است يا اوّل شب است تا ثلث از شب ، يا پاره‌اى از شب است ، يا ظلمت و تاريكى آخر شب است . در هر يك از اين چهار معنى ، يا نسخهء به باء جارّه به معناى تلبّس و معيّت ، يا به فى ظرفيه ، و از ضرب چهار به دو ، هشت احتمال حاصل شود ، و عليك بالتفكّر و التدبّر . و اگر باء جارّه به معناى سببيّه باشد ، به آن توجيه كه مذكور گرديد ، دوازده احتمال در فقرهء مباركه پيدا مىشود . و خلاصهء مقصود امام - عليه السّلام - از اين دو فقرهء فصاحت انجام و بلاغت نظام ، روشن